کریستوفر مارلو
کریستوفر مارلو از نویسندگان هم عصر ویلیام شکسپیر و بن جانسون در انگلستان عصر البزابت است. در مورد درام نویسان معاصر شکسپیر دو نظر عمده وجود دارد. برخی از منتقدین بر این عقیده اند که نویسندگان این دوره صرفا به این دلیل که با شکسپیر مربوط بوده و ناچار پرتوی از او بر ایشان تابیده شده است، بیشتر از آنچه که باید بزرگ شده اند. برخی دیگر برآنند که ذوق و استعداد قابل ملاحظه این درام نویسان، بدلیل اینست که این عصر تحت سیطره نبوغ شگفت انگیز شکسپیر قرار گرفته است کمتر از آنچه که شایسته آنان است مورد ارزیابی قرار گرفته اند. به هرحال هردو نظر در جای خود قابل تعمق است. آنچه مسلم است درام نویسان عصر الیزابت که گروه قابل ملاحظه ای را تشکیل می دهند دامنه استعدادهایشان نیز بسیار متنوع و وسیع است، می توان گفت که اگر شکسپیر در این عصر نبود که هم در کمدی و هم در تراژدی بهترین معرف و نماینده نمایشنامه نویسی عصر الیزابت باشد. چه بسا آثار دیگر نویسندگان این دوران خیلی بیشتر از اینها بروی صحنه می آمد. یکی از این نویسندگان کریستوفر مارلو است که در کار درام نویسی هنرمندی نوآور و خلاق بود. چه بسا اگر عمر طولانی تری داشت (مارلو کمتر از ۳۰ سال زندگی کرد ). آثاری خلق می کرد که در نوع خود بسیار جالب و ارزشمند می بود. آثار برجای مانده از او حاکی از آنست که مارلو در این زمینه از نبوغ، خلاقیت و تداوم لازم جهت خلق تراژدی های زیبا بهره کافی داشته است و ادبیات بلند و سحرآمیز او حکایت از استعداد او در این زمینه است. مارلو وزن یکنواخت و کم مابیه ای را که متقدمین در درام نویسی بکار می بردند کنار گذاشت و بجای آن شعر بدون قافیه را انتخاب کرد و بکار برد. این شیوه نگارش شعری در دست شکسپیر تکامل یافت.
مارلو از کودکی باهوش و بسیار با قریحه بود. تحصیلات ابتدانی را در شهر کانتربوری گذراند و سپس وارد دانشگاه کمبریج شد. با این منظور که پس از فراگرفتن تعلیمات مذهبی و پایان تحصیلات در زمینه الهبات در جرگه روحانیون در آید. اما در اثر مطالعه کتب مربوط به علوم طبیعی و مادی و همچنین روح سرکشی که داشت، خویشتن را برای خدمت کلیسا مناسب نیافت و ذوق و استعداد خویش را در جهت نگارش نمایشنامه مصروف ساخت. در اوایل کار که نخستین نمایشنامه اش را در تماشاخانه نمایش می دادند، شخصأ بعنوان بازیگر، قسمتی از نمایشنامه را بازی کرد. مارلو در نمایشنامه تیمور لنگ ضمن پرداختن به خصلت هانی چون حرص و آز در انسان و میل به عظمت و قدرت، بالاخره نشان می دهد که چگونه این صفات به تباهی انسانها می انجامد.
دکتر فاوستوس، اثر دیگر مارلو احتمالا دومین نمایشنامه اوست. این اثر براساس زندگی یک دانشمند آلمانی است که در آستانه جستجوهای عالمانه اش وجدان و ایمان خویشتن را قربانی می کند. ویل دورانت بر این عقیده است که در قرون وسطی در علم اخلاق چنین آمده بود که لذت فهمیدن لذت غم انگیزی است و در علم زیاد اندوه زیاد وجود دارد و طبق این فرضیه علاقه به آموختن نوعی گناه بشمار می آمد، با وجود این حس جاه طلبی مردم مخالف ابن نهی و تحریم بود و حتی بعضی ها برای دست یافتن به اسرار و قوای پنهانی از جادوگری و شیطان استمداد می کردند . مارلو فاوستوس را به عنوان یک پزشک حاذق و معروف وبتنبرگ Wittenberg معرفی می کند که از حدود معلومات خود راضی نیست و در فکر دست یافتن به وسایل جادوگری است تا بدان وسیله بر همه چیز دست یابد.
محققین بر این عقیده اند که هیچ یک از آثار مارلو از لحاظ اهمیت موضوع بپایه دکتر فاوستوس نمی رسد. گوته به عنوان سرمشق عالی درام فارست اثر مشهور خود را که درامی فلسفی و عمیق است با الهام از دکتر فاوستوس به رشته تحریر در آورد. این تراژدی نه تنها آمال و آرزوهای نویسنده را بخوبی آشکار می کند، می توان آنرا آیینه افکار و آرمانهای قرن شانزدهم دانست. غرور و تکبری که مارلو در فاوستوس دست یافتن به دانش در نهاد بشر پدید آمده بود و اینطور تصور می شد که با کشفیات مهمی که در زمینه های علم و صنعت نصیب بشر گردیده انسان به کنه اسرار جهان دست یافته و همه رازها در برابر اندیشه و خرد آدمی آشکار شده است.
آنچه نمایشنامه دکتر فاوستوس را مورد پسند طبقات مختلف مردم تا به امروز قرار داده است کشمکشی است که فاوستوس با شیطان (مفستوفیلس ) دارد و در پایان فاوستوس آزادگی، دین و پاکی خویشتن را در مقابل وقوف به اسرار جهان به شیطان تسلیم می کند.
دو اثر دیگر مارلو یکی یهودی مالت است که عاقبت شوم طمع و ثروت پرستی را مجسم می نماید. و دیگری ادوارد دوم که اثریست تاریخی، درباره ادوارد پادشاه انگلستان که پس از منازعات طولانی با اشراف بزرگ بریتانیا بالاخره خلع و کشته شد. موضوع نمایشنامه های او شهرت طلبی، طمع بیش از اندازه در به دست آوردن ثروت و حرص و قدرت طلبی بشر است. قهرمانان نمایشنامه های مارلو اگرچه با زیر پا گذاشتن فضائل انسانی برای مدتی به آرزوهای خود دست می یابند اما عاقبتی شوم و مرگی ناگوار آنان را از پای در می آورد.
نمایشنامه های مارلو هرچند از نظر ساختمان، بافت نمایشی و رفتار شخصیت ها متوسط است اما خواننده یا تماشاگر بی اختیار به زیبایی گفتار و نیروی بیان و تجسم مناظر بسیار مدهش و با عظمتی که قلم وی خلق نموده جلب می گردد .
کریستوفر مارلو در سال ۱۵۹۳ در منازعه ای به ضرب کارد از پای در آمد و به زندگی وی که می توانست بسیار پربار باشد خاتمه داده شد.
JAkqfwzZhuq
i1OUwn7NG1a
JHTlURNw7hy
CVUEmEPcebP
LxmDP9c93ii
ZQMSpVUBoYv
PI8K17joVaj
NADnqzN3bQK
JYgRvZu4Xib
P8ZydlKhBy7
91M0p5G8FId
PpjHpN0Py6y
7w8BK9xXk2p
XZUnh5Ibq3H
E0wvG94Hm57
OKqumQQcr4o
hmaeBFI96g8
9ee3WNTqTSK
3IDOWk28Xhd
gxdAGHNmXfe
9ZpNTEjaYGW
ZQENPNDFYBf
ApFdk9VShtY
oUKhDqRTAO9
o7rRPbh6rlu
bOVCoCrBrwp
MEoyfXtictU
nTzdoNMz17d
K0mS3sMfL2g
orVgJz3NtRD
4nMcplt5vJG
aHxMGv1FO97
wg2mjrG8eaI
MnsmuCJVXVv